تبليغاتX
ع ش ق -
بهترین مترجم کسی است که بتواند سکوت آدمها را ترجمه کند
 
 

عشق سوزان

دلم خیلی گرفته

نمیدونم چرا ولی احساس خوبی ندارم.

دلم میخواد  از این جا فرار کنم و برم یه جای دور ....

جایی که هیج کس من رو نشناسه......هیچ کس نباشه...سکوت و سکوت و سکون....

دلم می خواست کسی پیدا بشه و طاقت شنیدن این همه درد رو داشته باشه.....

این همه فکر واسه یه ذهن کوچیک....این همه درد ......این همه کلمه ی نگفته........

این همه سکوت.......................

 

تقدیم به رویایم

دست نوشته هایم برای تو....

دلم تنگ شده واسه یه خواب آرووم ... خوابی که اول وآخرش خیال تو نباشه

یادتونباشه ...خوابی که تو آره خودخودت، تو اون خواب باهام باشی نه

فکروخیالت نه یادت نه خاطراتت...خوابی که وقتی اومد آروم شه دلم ...

خوابی که توعمقش که رفتم پردغدغه نباشه خیالم ...خوابی که بااومدنش

غم نکاره تودلم ...خوابی که بااومدنش بیداری روبهش ترجیح ندم...خوابی که

منو از خواب باچشم گریون نپرونه... خوابی که بایادآوردنش تو بیداری،

اشکمام سرازیر نشه...خوابی که خیال باتوبودن برام تداعی نشه...خوابی

که اجازه  یه باردیگه با تو بودنو بهم بده....خوابی که حرفی ازدوست داشتن

و عشق یه طرفه نباشه... خوابی که تابه چشام اومد هوای ابری اونو بارونی

نکنه...خوابی که تلخی بی تو بودنو به یادم نیاره...خوابی که چشام بی

قراراومدنش باشه...خوابی که باعث نشه حسرت یه نگاهت تو دلم

بمونه...خوابی که حکایت دلتنگیامو برات بگه ... خوابی که باور تنهایی

ودوریت واسم راحت شه...خوابی که تعبیرش برگشتن تو باشه...خوابی که

فاصله ای بین من و تو نباشه...خوابی که تو اوون دیگه دلداده گی ام بی

جواب نمونه...  خوابی که روحمو به عرش آسمونا ببره ...خوابی که وجودمو

به عمق دریا ببره...خوابی که منو باخودش جایی که تو باشی ببره

اگه قراره بیای واقعاًبیانه توخواب وخیالم بذارباورکنم بیدارم توروخدانذاردیگه

باچشم گریون بخوابم وخوابی که تواوون بفهمی چقدردوستت داشتم ودارم

وخواهم داشت واسه همینم دلم نیوومد بهت بگم واسه خاطر دلم بمون اما

بدون هنوزم چشام بی قرار اوومدنتن  ..... 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 19:11 توسط ..:: رعنا ::..