
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت
خدا رو می خوام نه واسه ی سکه و پول و مقام
خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام
خدایا تو را به خاطر سه چیز سپاس گزارم: 
دادن هایت
ندادن هایت
گرفتن هایت
دادن هایت را نعمت
ندادن هایت را رحمت
گرفتن هایت را حکمت

در کنارم نیستی آرام باور میکنم
چشمهای خیسه خود را باز تر میکنم
عاشقت بودم تو هم مست دو چشمایه ترم
عاقبت از دوریت بر سینه خنجر میزنم
نام من رفت از دلت، خود را گرفتی از دلم
به خیالت من هوای یار دیگر می کنم
دردام همیشه بی صداس![]()

یه زن بی ستاره ![]()
هنوزم در پي اونم كه عشقش سادگي باشه

نگاهاي پر از مهرش پناه خستگي باشه

می بويمت که داغی نانت بگيردم
گرمای ناشی از هيجانت بگيردم
آنقدر تشنهام كه تصور نمیكنی
می نوشمت كه طعم دهانت بگيردم
شبهای دوردست و شراب سفيد و رقص . . .
نزديك بود بوی خيــانت بگيردم!
پا می شوم، صدای تو شبرا شكستهاست
بگـــذار انعـــكاس اذانــت بگيردم
سرگيجـــــهء هميشگی ابرها منم
میخواهد آســـمان به امانت بگيردم
میرقصم، از هوای تو سرشار، مثل باغ
آماده میشوم كه خــــزانت بگيردم
